پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ الگوهای توسعه صنعتی در اقتصادهای در حال گذار، همواره تابعی از تقاطع اندیشه های کلان حاکمیت، الزامات ژئوپلیتیک و ظرفیتهای اقتصاد داخلی بودهاند. در تاریخنگاری اقتصاد سیاسی ایران، کمتر شخصیتی را میتوان یافت که جهتگیریهای راهبردی و حمایت او از تولید ملی، ساختار صنعتی تحت فشار را به دژی نفوذناپذیر در برابر تکانههای ویرانگر جهانی تبدیل کند. اندیشه اقتصادی رهبر شهید که در گذر زمان از مدلهای سنتی «جایگزینی واردات» به پارادایم پیچیدهتر «اقتصاد مقاومتی»، «تولید دانشبنیان» و «بومیسازی درونزا» تکامل یافت؛ واکنشی استراتژیک به متغیرهای برونزای اقتصاد بینالملل و تحریمهای فلجکننده محسوب میشود. تاکید راهبردی ایشان بر پشتیبانی از صنایع مادر و صدور سیاستگذاریهای مستمر برای عمقبخشی به ساخت داخل، سبب شد تا ماشین اقتصاد کشور حتی در قلب جنگهای ترکیبی از حرکت بازنایستد.
موفقیت توسعه صنعتی دهههای اخیر، ریشه در اندیشه اقتصادی رهبر شهید دارد که از طریق سنت هوشمندانه نامگذاری سالها، پارادایم اقتصاد مقاومتی و تولید دانشبنیان را به ستون فقرات استقلال و اقتدار ملی تبدیل کرد. با این رویکرد که راه برونرفت از فشارهای ژئوپلیتیک، فعالسازی ظرفیتهای درونزا است؛ راهبری از ابرپروژههای استراتژیک در دستور کار عالیترین سطح حاکمیت قرار گرفت. همچنین پیش از این، بازدیدهای میدانی و هدفمند از زیرساختهای استراتژیک، نقطه عطفی در تخصیص منابع محسوب میگردید. در این میان، صنعت فولاد به عنوان کلیدیترین رکن زیربنایی توسعه، به طور ویژهای تحت تأثیر این سیاستها قرار گرفت تا در نهایت، مجتمع فولاد مبارکه اصفهان به عنوان صنعت پیشران زنجیره ارزش، به تجلیگاه عینی این اندیشه و نماد تابآوری ملی تبدیل شود.
صنعت فولاد به عنوان کلیدیترین رکن زیربنایی توسعه، به طور ویژهای تحت تأثیر سیاستهای رهبری قرار گرفت تا در نهایت، مجتمع فولاد مبارکه اصفهان به عنوان صنعت پیشران زنجیره ارزش، به تجلیگاه عینی این اندیشه و نماد تابآوری ملی تبدیل شود
از گفتمانسازی تا معماری اقتصاد مقاومتی
درک عمیق چرایی و چگونگی پیادهسازی سیاستهای بومیسازی در صنایع مادر، مستلزم ردیابی سیر تکامل اندیشه اقتصادی حاکمیت در طول چند دهه گذشته است. این تکامل گفتمانی به وضوح در سنت استراتژیک نامگذاری سالها نمود یافته است. سنتی که از سال ۱۳۷۸ به صورت رسمی پایهگذاری شد، اگرچه در ابتدا رویکردی فرهنگی و مذهبی داشت؛ اما با درک سریع تغییر ماهیت تهدیدات بینالمللی از فاز نظامی به فاز جنگ اقتصادی، ماهیتی اقتصادمحور و ساختاری به خود گرفت.
بررسی تحلیلگرایانه پیامهای نوروزی نشان میدهد که این نامگذاریها، استراتژیهای کلان و نقشه راه یکساله نهادهای حاکمیتی و اجرایی را تعیین کردهاند. فلسفه بنیادین این مکانیزم، هدایت افکار عمومی و تمرکز دستگاههای اجرایی بر روی یک بهبود ساختار یا یک فرصت کلان ملی بوده است. تاکید فراوان بر واژگانی چون «تولید»، «اشتغال»، «دانشبنیان» و «حمایت از کالای ایرانی»، نمایانگر یک مدل توسعه دولتی و حاکمیتی است که تلاش میکند در غیاب سرمایهگذاریهای کلان خارجی ناشی از تحریمها، از طریق بسیج منابع داخلی به رشد اقتصادی دست یابد.
جدول زیر، روند تحول این شعارهای اقتصادی از اواخر دهه ۱۳۷۰ تا اواسط دهه ۱۴۰۰ را با تمرکز بر جهتگیریهای صنعتی و تولیدی به تصویر میکشد:

اقتصاد مقاومتی به مثابه سپر استراتژیک
اندیشه «اقتصاد مقاومتی» در برابر تحریمهای فلجکننده، استراتژی هوشمندانهای برای خلق بازدارندگی اقتصادی و رشد دانشبنیان بود. در صنعت مادر فولاد، این رویکرد کلان با توقف خامفروشی و هدایت زنجیره ارزش به سمت محصولات نهایی پیادهسازی شد. حمایتهای حاکمیتی از مجتمع فولاد مبارکه، بومیسازی تجهیزات پیچیده را تسریع کرد و تحریمهای تکنولوژیک را از یک تهدید، به کاتالیزوری برای تعمیق تولید درونزا مبدل ساخت.
مکانیزم اصلی انتقال این سیاستها به میدان، بازدیدهای هدفمند مقامات عالیرتبه بود. بازدید ۱۲ آبان ۱۳۸۰ رهبر شهید جمهوری اسلامی ایران از فولاد مبارکه، نقطه عطفی در تخصیص منابع و تثبیت این گفتمان اقتصادی محسوب میشود. در این رویداد که همسو با استراتژی «اقتدار ملی و اشتغالآفرینی» بود، تأیید طرحهای توسعهای توسط عالیترین مقام سیاسی، مجوز هدایت اعتبارات بانکی به این مگاپروژه را صادر کرد و پایههای تابآوری و صادرات جهانی این صنعت را مستحکم ساخت.

جلوههای عملیاتی اقتصاد مقاومتی و بومیسازی در گروه فولاد مبارکه
انتقال اندیشه کلان رهبر شهید به سطح اقتصاد خرد، فولاد مبارکه را از یک بنگاه تجاری به «پیشران توسعه ملی» تبدیل کرد. این تغییر رویکرد، بومیسازی را از مهندسی معکوس ساده به خلق تکنولوژیهای پیچیده ارتقا داد که در زیر به مهمترین اثرات اشاره خواهد شد.
- ارتقای زنجیره ارزش و نفی خامفروشی: فولاد مبارکه زنجیرهای ایجاد کرده که سنگ آهن با ارزش خام نازل را از طریق فرآیندهای پیچیده به محصولات به ارزش افزوده بالا تبدیل میکند.
- بومیسازی تجهیزات استراتژیک: با تبدیل تهدید تحریم به کاتالیزور نوآوری، تجهیزات و تاسیسات با حمایت از شرکتهای دانشبنیان داخلی بومیسازی شد.
- مدیریت هوشمند صادرات: با تغییر استراتژی رکورد صادرات یک میلیارد دلاری شکسته شد و افق رشد صادرات هدفمند ترسیم گردید.
- همافزایی زیرساختی: مدیریت چالشهای ناترازی انرژی با سرمایهگذاری در نیروگاههای سیکل ترکیبی و راهبری مگاپروژه انتقال آب از دریا که با تاکید ویژه رهبر شهید صورت گرفت؛ نمونهای از نقشآفرینی حاکمیتی بنگاه برای تضمین بقای صنعت در فلات مرکزی ایران است.
این اقدامات نشان میدهد که میراث رهبر شهید در فولاد مبارکه، فراتر از یک واحد تولیدی، اکنون به عنوان «سپر اقتصادی کشور» در کوران جنگهای چندگانه عمل میکند.
از پیشروی در جهان تا مدیریت بحران
اثرگذاری راهبرد بومیسازی را نه در شعارها، بلکه در آمارهای سخت باید جستوجو کرد. صنعت فولاد ایران در شرایطی که تحت شدیدترین فشارهای تحریمی، از دسترسی به تکنولوژیهای پیشرفته جهانی محروم بود؛ با اتکا به توان مهندسی داخلی، رشدی خیرهکننده را تجربه کرد. بر اساس آمار انجمن جهانی فولاد و با ثبت رکورد ۳۲ میلیون تن در سال ۲۰۲۵ و تثبیت جایگاه دهم در میان تولیدکنندگان بزرگ جهان، ایران به بازیگری راهبردی در نقشه جهانی فولاد بدل شد. این صعود، بازتابی از یک گذار ساختاری در سطح بنگاههای پیشران نظیر فولاد مبارکه است؛گذاری که عیار خود را در مواجهه با بحرانها نشان داد. در پی حملات خصمانه دشمن در جنگ رمضان، خسارات وارده میتوانست به یک گسست تولیدی چهارماهه بینجامد؛ اما استراتژی هوشمندانه «تولید درونزا» اینجا نقشی تعیینکننده ایفا کرد. تکیه بر زنجیره تأمین بومی، زمان بازسازی را به ۴۵ روز تقلیل داد و ثابت کرد که اندیشه اقتصاد مقاومتی، ساختار صنعت را در برابر تکانههای ویرانگر رویینتن کرده است.
همگرایی در استراتژی، واگرایی در ژئوپلیتیک
از منظر اقتصاد سیاسی تطبیقی، استراتژی حمایتگرایانه رهبر شهید ایران از صنایع مادر نظیر فولاد مبارکه شباهتهای ساختاری تامل برانگیزی با مدل توسعه صنعتی در اقتصادهای پیشرو مانند کره جنوبی دارد. غول فولادسازی کره، «پوسکو» نیز با دریافت حمایتهای گسترده حاکمیتی و اتخاذ استراتژی مهندسی معکوس تجهیزات وارداتی و جایگزینی با تکنولوژی بومی، به ارتقا جایگاه بین المللی خود پرداخت.
از منظر اقتصاد سیاسی تطبیقی، استراتژی حمایتگرایانه رهبر شهید ایران از صنایع مادر نظیر فولاد مبارکه شباهتهای ساختاری تامل برانگیزی با مدل توسعه صنعتی در اقتصادهای پیشرو مانند کره جنوبی دارد
تفاوت بنیادین و نقطه تمایز خطمشی رهبر ایران در بستر اجرای این استراتژی بود. در حالی که پوسکو با دسترسی به جریان آزاد مالی و جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی رشد کرد؛ صنعت فولاد ایران با هدایت ایشان، مدل «توسعه تحت استرس» را در اوج تحریمها با موفقیت پیادهسازی کرد. در این مدل، بومیسازی یک الزام حیاتی برای حفظ امنیت صنعتی بود. تمرکز هوشمندانه بر روش احیای مستقیم بر پایه گاز طبیعی و بهره گیری از پتانسیل های متمایزکننده، ایران را به دهمین فولادساز بزرگ جهان و قدرت بلامنازع تولید آهن اسفنجی بدل کرد.
میراثی برای فتح آینده و گذار به فولاد سبز
با تثبیت دکترین «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» در سال ۱۴۰۵، این راهبرد استراتژیک از یک خطمشی فردی به ستون فقرات حکمرانی ساختاری جمهوری اسلامی ارتقا یافت. امروز، تجربه درخشان فولاد مبارکه نه فقط یک عملکرد صنعتی، بلکه یک نقشه راه تجربی است که اثبات میکند صنایع مادر چگونه میتوانند بر چالشهای کلان اقتصاد فائق آیند. در گذار به عصر جدیدی که پیشرانهای اصلی آن هوش مصنوعی و فولاد سبزهستند؛ ایران با پشتوانه زیرساختهای بومیسازیشده، پتانسیل منحصربهفردی برای تسخیر بازارهای نوظهور دارد؛ بازارهایی که دیگر نه فقط با حجم تولید، بلکه با شاخصهای کیفیت سبز و تکنولوژیمحور تعریف میشوند. تداوم و تعمیق این میراث استراتژیک، به جهان ثابت میکند که در پناه یک استراتژی مستحکم و دانشبنیان، چراغ تولید ملی فراتر از تمامی فشارها، همواره روشن و پیشبرنده باقی خواهد ماند.